ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )

80

شرح نهج البلاغة ( فارسي )

اندك اكتفا كند ، ومقصود از اندك ، همان مال حلال است ، زيرا آن در آخرت براي شخص عاقل از مال فراوان بىنياز كننده‌تر است ، چه آن باعث اجر ومزد فراوان است . اين عبارت در حكم صغراى قياس مضمرى است كه در حقيقت چنين است : مال حلال اندك ، بىنياز كننده‌تر از مال حرام بسيار است ، وكبراى مقدّر آن نيز چنين مىشود : وهر چه كه باعث بىنيازى از مال حرام بسيار شود بايد بدان اكتفا كرد . ( 62300 - 62296 ) سى وسوم : أو را به وسيلهء قياس مضمرى هشدار داده است تا مبادا در گرفتاريها از مردمان پست كمك بطلبد ، كبراى قياس چنين است : وهر كس آن چنان باشد ، پس بهتر است از كمك خواستن از أو پرهيز شود ، وهمين كه انتظار خير از أو نمىرود باعث نفى كمك خواستن از اوست ، بديهي است كه خيرى در أطراف أو نيست زيرا پستى أو مخالف اقدام وى به كارهاى مهمّ ووالاست ، وهم از آن رو كه خوار وزبون بودنش انگيزهء شكست وناتوانى أو از مقاومت وپايدارى است . ونظير آن است اين سخن بزرگان : هر گاه دست نياز به طرف شخصي بىكفايت دراز كنى خواهى ديد كه أو مشكل‌گشاى تو نيست . ( 62305 - 62301 ) سى وچهارم : أو را از دوست مورد تهمت به وسيلهء قياس مضمرى ، بر حذر داشته است ، كه صغراى آن مانند قياس قبلي است ، ومقصود آن است كه چنين كسى براي دوستش سودى ندارد ، زيرا در باطن وى احتمال شرّ وزيان رساندن به اوست . ( 62311 - 62306 ) سى وپنجم : به أو دستور داده است تا بر آنچه اقتضاى روزگار است صبور باشد ، هر چند كه بر خلاف ميل أو باشد ومبادا ناراحت وخشمگين شود . زيرا آنچه در طبيعت لايق ودرخور أو بوده است همان است . كلمهء « ما » به معنى مدّت وزمان است ، لفظ قعود استعاره براي زماني است كه روزى أو فرآهم وپاره‌اى از مشكلات أو حلّ شده است . وجه شباهت آن است كه در آن زمان وى